اگر چه عکس تو در قاب تنگ دیده شکست
ای تربت عشق هجده سال است که پیکر روح الله و محرم "سرالله" را در آغوش گرفته ای!
آن برافراشته قامتی را که در سرّ صور دمید و قیامت به پا کرد
آن مسیحا دمی را که روح بخشید و حیات داد
آن موسی وشی را که اژدهای قهر بر کاخ جباران افکند
آن خلیل آسایی راکه بتها واژگون و بتکده ها را ویران ساخت
آن نوح گونه ای را که با کشتی انقلاب سینه امواج حوادث را شکافت.
ای خاک ؛
مهر گستری را در آغوش گرفتی که خال لب خوبرویان اسلام بود و خلقی را گرفتار خویش ساخته بود و آن دادپروری را در دل جای دادی که مست سبوی الست و چشم مخمورش همه را بیمار کرده بود.
ای خاک ؛
آن دلربا را به درون خود بردی تا صفحه خویش را ستاره باران کنی و آن رهنما را در بغل گرفتی تا سدره نشنیان ملکوت را به سوی خود کشانی .
و اینک ای خاک ؛
ما شیفتگان حریم حرمش و پاسداران حرم حرمتش در سالگرد رحلت آن آسمان بلند
آن اختر فروزان
آن دریای بزرگ
و آن خمینی خردمند که روحمان بود
جانمان بود
قهرمانمان بود
و خلاصه همه چیزمان بود
به دنبال شاگردش - برادرش - خلف صدقش - رهرو راهش خامنه ای عزیز - داغدار و سوگوار باز هم این ترانه را سر می دهیم :
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت .................. روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
گوئی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود ................ بار بر بست و به گردش نرسیدیم و برفت

اگر چه عکس تو در قاب تنگ دیده شکست
تو را به وسعت آیینه ها ادامه دهیم